سال ۱۳۷۶ اولین باری بوده است که گورستانی با چنین شهرت جهانی بر اثر یک عملیات خاکبرداری ساده در جوار گؤی مسجید (مسجد کبود) تبریز کشف شد و پس از آن کاوشهای باستان شناسی توسط باستان شناسان بر روی این منطقه شروع شد. پس از تکمیل بررسیهای صورت گرفته ۳۸ گور متعلق به دوره عصر […]
سال ۱۳۷۶ اولین باری بوده است که گورستانی با چنین شهرت جهانی بر اثر یک عملیات خاکبرداری ساده در جوار گؤی مسجید (مسجد کبود) تبریز کشف شد و پس از آن کاوشهای باستان شناسی توسط باستان شناسان بر روی این منطقه شروع شد.
پس از تکمیل بررسیهای صورت گرفته ۳۸ گور متعلق به دوره عصر آهن در آن کشف شد که اکثر آنها به صورت جنینی دفن شده بودند و قدمت آن بین ۳٠٠٠ تا ۳۵٠٠ سال پیش مقارن با عصر آهن تخمین زده میشود.
اندکی به شکل گورستانها که دقت میکنی متوجه تفاوتهایی در بین شکل این گورها میشوی، شکل برخی از آنها ساده، برخی دیگر در سازههای مربعی با دو ظرف سفالی و برخی دیگر نیز با لوازمی دفن شدهاند که با یک نگاه ساده نمیتوانی تشخیص بدهی که این لوازم چه چیزهایی هستند.
یادداشتهای نقش بسته بر روی لوحها شاید راهنمای خوبی برای فهمیدن این تفاوتها باشد. گور نوزادان بصورت ساده بوده و گور نوجوانان در سازههای مربعی با دو ظرف سفالی همراه است. کودکان با اسباب بازیهایشان دفن شدهاند و زنها با جواهرات و مردها با ابزار جنگیشان.
هرچند از برخی تفاوتها در نوع اشیا موجود در داخل قبور، شیوه ساخت و سادگی آنها میتوان به راحتی پی به وجود تفاوت طبقاتی حتی در میان اجساد مدفون در این گورستان شد. مثل اینکه صاحبان این گورها اعتقاد به جهان پس از مرگ و زنده شدن مردگان داشتهاند و به دلیل این اعتقاد خود، کنار اجساد وسایل و ابزاری را دفن میکردند که از آن جمله میتوان به سفالهایی اشاره کرد که داخل آنها مواد غذایی و آشامیدنی پر میکردند.
وجود سفالهای بیشتر در کنار برخی از این اجساد نیز به احتمال زیاد نشان از ثروتمندتربودن آنها نسبت به سایر همسایگان دفن شده در کنارشان است. همچنین وجود ظروف سفالی و اثرات غذا در کنار بعضی اجساد و همچنین دفن شدن آنها به شکل جنینی یا چمباتمهای و تفاوت جهت بدن و صورتشان تاییدی بر مهرپرست بودن این اجساد کشف شده است، زیرا برخی از کارشناسان جهت صورت را به زمان دفن ارتباط داده و آن را به سمت محل قرار گرفتن آفتاب میدانند.
به عبارتی به دلیل اعتقاد دینی این قوم (مهر پرستی) اجسادی که قبل از ظهر دفن میشدند به سمت شرق و اجسادی که بعد از ظهر دفن میشدند به سمت غرب بودهاند. اما بدون توجه به جهت دفن همواره صورت جسد به سمت شمال قرار میگرفته است.
مسئله قابل توجه در این قبرستان تدفین ثانویه تعدادی از این اجساد است که نشان دهنده اهمیت و قداست این قبرستان در قرون گذشته است، آن جایی که مردم کوچ نشین قبیله اجساد خانواده خود را که در محل دیگری فوت کرده بودند به این مکان منتقل و در این محل که از اهمیت و قداست خاصی برخوردار بوده دفن میکردهاند و شاید یکی از دلایل متلاشی بودن اسکلتهای این اجساد به این دلیل بوده زیرا از آن جایی که مسیری طولانی برای تدفین این اجساد طی میشده، دقتی در سالم نگهداشتن جسد به حالت تدفین انجام نگرفته است.
این بنا حالت تپه مانند داشته و این امر باعث شده سطح گورها با هم متفاوت بوده و اجساد در یک سطح و عمق ثابت دفن نشوند. اما شاید آنچه که مانع از دیده شدن مناسب این محوطه شده است بسته بودن فضای اطراف سایت موزه و دور از انظار بودن مکان آن است که سبب شده این مکان شگفتآور کمتر مورد توجه قرار گیرد.
به هر روی موزه عصر آهن تبریز را به حق میتوان یکی از شگفتترین و دیدنیترین موزههای کشور دانست، جایی که میتوان اجسادی به قدمت تمام طول تاریخ را با شگفتی تمامش دید ولی ساخت پاساژهای جدید در همسایگی این موزه تاریخی و هویتی چگونه باید تعبیر شود و چرا مسئولین شهری کمر به همت نابودی این گوهر دردانه بسته و متولیان میراث فرهنگی این مرز و بوم سکوت کردهاند.






