هشتم مرداد سال ۱۳۱۳ باران در تبریز بند نیامد و یکریز بارید. خلاصه که سیل تبریز را کن فیکون کرد. از خیابانها جز لجنزاری نماند. عمارت عالی قاپو فروریخت و بیش از ۱۳۰۰ مغازه از بین رفت. هرچند این فاجعه تلفات جانی نداشت اما تقریبا دمار از روزگار کسبه درآورد و خانهها را ویران کرد. […]
هشتم مرداد سال ۱۳۱۳ باران در تبریز بند نیامد و یکریز بارید. خلاصه که سیل تبریز را کن فیکون کرد. از خیابانها جز لجنزاری نماند. عمارت عالی قاپو فروریخت و بیش از ۱۳۰۰ مغازه از بین رفت. هرچند این فاجعه تلفات جانی نداشت اما تقریبا دمار از روزگار کسبه درآورد و خانهها را ویران کرد. تیرهای تلگراف را کند تا هیچکس از بلایی که بر جان شهر رفته بود خبر نداشته باشد. دولت مرکزی ۴ روز بعد از واقعه آگاه شد. بلافاصله نمایندگان و چهرههای سرشناس حکومتی به تبریز آمدهاند. تجار تبریزی ساکن مرکز هرچه از دستشان بر میآمد روانه شهر کردند. میرزا محمودخان جم وزیر کشور کابینه فروغی در شهر حاضر شد و تا ۱۱ شهریور همان سال از تبریز خارج نشد تا اقدامات سرعت بیشتری بگیرد.
در حالی که در تبریز کار تخلیه گل و لای و صخرههای بر جای مانده از سیل در سطح شهر ادامه داشت، حضور و نظارت شخص میرزا محمودخان جم وزیر کشور کابینه فروغی، در تبریز در فاصله ۲۷ مرداد تا ۱۱ شهریور همان سال نیز موجب تحرک بیشتر در اقدامات جاری شد. یکی از نخستین اقداماتی که پس از بروز سیل صورت گرفت، مأموریت هیاتی از مهندسین شهرداری برای بازسازی مسیلها بود. احیاء مسیلهای قوری چای و میدان چایی از طریق خاکبرداری، بازسازی دیوارهها و تخریب ساخت و سازهایی که در آنها صورت گرفته بود و همچنین احداث سدهایی در نظامیه و دیگر نقاط از جمله اقداماتی بود که از سوی دولت آغاز شد.
در این میان اما شهردار به چیز دیگری میاندیشید. «ارفعالملک جلیلی» میدانست که اگر این اتفاق یکبار به وقوع پیوست پس میتواند بارها و بارها اتفاق بیافتد پس به دنبال چارهای گشت تا تبریز را برای همیشه از سیل در امان نگه دارد.
در سال ۱۳۱۴، تصمیم به ساخت سدی گرفت که وقوع سیلابهای شهر را کنترل کند. وی در آن سالها با اختصاص ۲ میلیون تومان اعتبار، اقدام به عریض کردن مسیر ۱۲ کیلومتری رودخانه میدان چایی و قوری چای از غرب تا شرق شهر کرد. بدین ترتیب یک شهردار با کفایت توانست تبریز را برای همیشه از شر سیلهای بنیانکن در امان نگه دارد.
اما داستان وقتی جالبتر میشود که «ارفع الملک جلیلی» با ابتداییترین وسایل ممکن و با بودجه حدود دو میلیون تومان این پروژه را به اتمام رساند. شهردار تبریز با تهمانده بودجه ساخت سیلبند، عمارت باشکوه شهرداری یا همان عمارت ساعت را در همان سال ۱۳۱۴ ساخت و ساعت برج را خودش از هزینه شخصی از انگلستان برای تبریز هدیه خرید.
تراژدی داستان آقای شهردار دی ماه سال ۱۳۹۷ به وقوع پیوست. وقتی تبریز نتوانست خانه «ارفعالملک» را به درستی نگه دارد و سقف این خانه بینظیر فروریخت.
شهرداران تبریز اگر میخواهند به خدمتگذاری برای شهر و شهروندان خود مفتخر شوند، جای شعار میتوانند تاریخ این شهر را بخوانند و بدانند پا در جای چه کسانی میگذارند، و حداقلِ اعمالی که آنها برای شهر خود کردهاند را به جای آورند، بدانند اینگونه نامشان همچون ارفع المکها و تربیتها در تاریخ این شهر چندهزار ساله ثبت خواهد شد، اما این را نیز بدانند که تاریخ منفعلان را در خود ثبت نمیکند و خائنان را نیز خائن ثبت میکند!
✍🏻لیلا حسیننیا (با اندکی تصرف و تلخیص)






