جوابیه برای جناب آقای حمید رسایی در خصوص افاضات ایشان در خصوص مصوبه افزایش حقوق اعضای هیات علمی
جوابیه برای جناب آقای حمید رسایی در خصوص افاضات ایشان در خصوص مصوبه افزایش حقوق اعضای هیات علمی
جناب آقای رسایی؛ حمله به معیشت اعضای هیأت علمی، نامش دفاع از بیت‌المال نیست؛ این همان سیاست خطرناکِ «تقابل با علم» و «کوچک‌سازی نخبگان» است که نتیجه‌اش مهاجرت استاد، افت کیفیت دانشگاه، فرار مغزها و تضعیف آینده کشور خواهد بود.

جناب آقای رسایی؛
حمله به معیشت اعضای هیأت علمی، نامش دفاع از بیت‌المال نیست؛ این همان سیاست خطرناکِ «تقابل با علم» و «کوچک‌سازی نخبگان» است که نتیجه‌اش مهاجرت استاد، افت کیفیت دانشگاه، فرار مغزها و تضعیف آینده کشور خواهد بود.
اگر دغدغه شما عدالت است، چرا نقطه حمله‌تان استاد دانشگاه است، نه تبعیض‌های بزرگ، رانت‌ها، حقوق‌های نجومی پنهان، قراردادهای بی‌ضابطه، نهادهای کم‌بازده و بودجه‌های بی‌حساب؟ چرا هر وقت نوبت به ترمیم حداقلی معیشت دانشگاه و پژوهش می‌رسد، ناگهان عده‌ای پرچم بیت‌المال بلند می‌کنند؟
اعضای هیأت علمی کشور سال‌ها با حقوقی فرساینده، تورمی کمرشکن، امکانات محدود، فشار اداری، بار آموزشی و پژوهشی سنگین و چشم‌انداز مبهم معیشتی کار کرده‌اند. بسیاری از آنان با وجود امکان مهاجرت، مانده‌اند تا برای همین کشور دانشجو تربیت کنند، فناوری بسازند، پژوهش کنند و ستون علمی کشور را نگه دارند. حالا ترمیم بخشی از عقب‌ماندگی حقوقی آنان را «افزایش عجیب» نامیدن، بی‌انصافی آشکار است.
این‌که گفته شود اساتید «اضافات غیرقانونی» را برگردانند، پیشاپیش حکم دادن و اتهام‌زنی است. اگر مصوبه‌ای غیرقانونی است، مسیر آن روشن است: دیوان عدالت اداری، مراجع نظارتی و نهادهای قانونی. اما تبدیل یک موضوع حقوقی و بودجه‌ای به فضاسازی رسانه‌ای علیه دانشگاهیان، نه عدالت است و نه قانون‌گرایی؛ بیشتر شبیه تحریک افکار عمومی علیه طبقه علمی کشور است.
آقای رسایی!
مشکل کشور این نیست که استاد دانشگاه کمی از فشار معیشتی بیرون بیاید؛ مشکل کشور این است که کارمند، معلم، بازنشسته، پژوهشگر، پرستار و کارگر، همگی زیر بار تورم خرد شده‌اند. راه‌حل، پایین کشیدن استاد نیست؛ بالا آوردن سطح معیشت همه کارکنان و حقوق‌بگیران است. عدالت یعنی ارتقای عمومی معیشت، نه فقیرسازی جمعی.
از جریانی که بارها نسبت به دانشگاه، نخبگان و استقلال علمی کشور نگاه سیاسی و تقابلی داشته، چنین موضعی البته عجیب نیست. اگر امثال شما روزی واقعاً مدافع شأن استاد، پژوهشگر و نخبه ایرانی می‌شدید، باید تعجب می‌کردیم. اما امروز هم همان نگاه تکراری دیده می‌شود: به جای حل مسئله، حمله به اهل علم؛ به جای مطالبه عدالت واقعی، ایجاد دوقطبی میان مردم و دانشگاه.
در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگر به علم، فناوری، امنیت غذایی، امنیت صنعتی، پزشکی، مهندسی، کشاورزی، انرژی، دفاع و حکمرانی علمی نیاز دارد، تضعیف هیأت علمی یعنی تضعیف ستون‌های آینده ایران. کسانی که امروز استاد دانشگاه را نشانه می‌گیرند، فردا نباید از افت علمی، مهاجرت نخبگان و عقب‌ماندگی فناوری گلایه کنند.
بیت‌المال با حقوق استاد دانشگاه نابود نمی‌شود؛ بیت‌المال با بی‌کفایتی، رانت، تصمیمات غلط، مدیریت غیرعلمی و سیاست‌زدگی نابود می‌شود.
به جای حمله به دانشگاه، سراغ ریشه‌های واقعی بی‌عدالتی بروید.
استاد دانشگاه دشمن مردم نیست؛ سرمایه مردم است.
✍️احمد بایبوردی