دفاع از شینا انصاری؛ دفاع از عقلانیت، حقابه و آینده سرزمین.
دفاع از شینا انصاری؛ دفاع از عقلانیت، حقابه و آینده سرزمین.
در سال‌هایی که محیط‌زیست ایران زیر فشار هم‌زمان خشکسالی، توسعه ناپایدار، فرونشست زمین، آلودگی هوا، بحران تالاب‌ها، تخریب منابع طبیعی و کاهش تاب‌آوری سرزمینی قرار گرفته، مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست بیش از هر زمان دیگری نیازمند رویکردی تخصصی، واقع‌بینانه و فرابخشی است. در چنین شرایطی، حضور دکتر شینا انصاری در رأس سازمان حفاظت محیط‌زیست را باید نه صرفاً یک انتصاب اداری، بلکه تلاشی برای بازگرداندن زبان کارشناسی به یکی از حساس‌ترین حوزه‌های حکمرانی کشور دانست.

در سال‌هایی که محیط‌زیست ایران زیر فشار هم‌زمان خشکسالی، توسعه ناپایدار، فرونشست زمین، آلودگی هوا، بحران تالاب‌ها، تخریب منابع طبیعی و کاهش تاب‌آوری سرزمینی قرار گرفته، مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست بیش از هر زمان دیگری نیازمند رویکردی تخصصی، واقع‌بینانه و فرابخشی است. در چنین شرایطی، حضور دکتر شینا انصاری در رأس سازمان حفاظت محیط‌زیست را باید نه صرفاً یک انتصاب اداری، بلکه تلاشی برای بازگرداندن زبان کارشناسی به یکی از حساس‌ترین حوزه‌های حکمرانی کشور دانست.
دکتر انصاری برخلاف بسیاری از مدیرانی که بدون سابقه عمیق تخصصی وارد حوزه‌های پیچیده می‌شوند، از بدنه محیط‌زیست برخاسته است. سوابق مدیریتی او در اداره محیط‌زیست شهرری، تهران، معاونت فنی محیط‌زیست استان البرز، دفتر پایش فراگیر آلودگی و سپس مسئولیت‌های مرتبط با محیط‌زیست شهری، نشان می‌دهد که با مسائل محیط‌زیست از سطح میدان، پایش، اجرا و مدیریت آشناست. این ویژگی در شرایط فعلی کشور اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا بحران محیط‌زیست ایران با شعار، نمایش رسانه‌ای و تصمیم‌های مقطعی حل نمی‌شود، بلکه نیازمند مدیری است که هم زبان علم را بفهمد، هم پیچیدگی دستگاه‌های اجرایی را بشناسد و هم بتواند در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و منطقه‌ای از اصل پایداری سرزمین دفاع کند.
یکی از نقاط قابل توجه در رویکرد دکتر انصاری، نگاه واقع‌بینانه او به مسئله دریاچه ارومیه است. دریاچه ارومیه سال‌هاست قربانی ترکیبی از کاهش بارش، برداشت بی‌رویه آب، توسعه کشاورزی پرمصرف، سدسازی، ضعف مدیریت حوضه آبریز، تأخیر در اجرای پروژه‌های احیا و بی‌انضباطی در تخصیص حقابه شده است. در چنین شرایطی، هر مدیری ممکن است با چند بارندگی مقطعی، فضای خوش‌بینی ایجاد کند و بحران را پایان‌یافته جلوه دهد؛ اما موضع درست آن است که بارش‌های موقت به‌جای ایجاد غفلت، به فرصتی برای اصلاح ساختار مدیریت آب تبدیل شود. تأکید دکتر انصاری بر اینکه نباید صرفاً با بارندگی‌های اخیر تصور کرد مشکل دریاچه حل شده، نشانه همین نگاه کارشناسی و غیرتبلیغاتی است. در موضوع دریاچه ارومیه، نکته مهم دیگر آن است که سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌تنهایی قادر به احیای دریاچه نیست. احیای دریاچه وابسته به وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان برنامه‌وبودجه، استانداری‌ها، کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، الگوی کشت، مشارکت کشاورزان، مدیریت منابع آب و تأمین اعتبارات پایدار است. بنابراین وقتی رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست صریحاً از سازمان برنامه‌وبودجه می‌خواهد روشن کند که آیا برای احیای دریاچه ارومیه اعتبار لازم را در نظر گرفته است یا نه، این مطالبه‌گری را باید نقطه قوت دانست، نه فرار از مسئولیت. سازمان محیط‌زیست دستگاه سیاست‌گذار و ناظر است؛ اما بدون بودجه، بدون ضمانت اجرایی، بدون اصلاح مصرف آب و بدون هماهنگی دستگاه‌های مسئول، هیچ نسخه‌ای برای احیای دریاچه به نتیجه نمی‌رسد.
از سوی دیگر، موضع دکتر انصاری درباره توقف توسعه صنایع آب‌بر در حوضه دریاچه ارومیه، یکی از مهم‌ترین و اصولی‌ترین مواضع محیط‌زیستی سال‌های اخیر است. نمی‌توان از احیای دریاچه سخن گفت، اما هم‌زمان بارگذاری جدید صنعتی، کشاورزی و جمعیتی بر همان حوضه آبریز تحمیل کرد. توسعه‌ای که ظرفیت اکولوژیک سرزمین را نادیده بگیرد، در ظاهر اشتغال و تولید ایجاد می‌کند، اما در بلندمدت آب، خاک، معیشت، سلامت و امنیت اجتماعی را تهدید می‌کند. تأکید بر جلوگیری از توسعه صنایع آب‌بر در حوضه دریاچه، در واقع دفاع از آینده آذربایجان، سلامت مردم منطقه و امنیت زیستی کشور است.
حمایت از شینا انصاری البته به معنای نادیده گرفتن ضرورت نقد، شفافیت و پاسخ‌گویی نیست. اتفاقاً محیط‌زیست یکی از حوزه‌هایی است که بیش از همه نیازمند نظارت عمومی، گزارش‌دهی مستمر، شفافیت بودجه‌ای، اعلام دقیق پیشرفت پروژه‌ها و برخورد صادقانه با مردم است. اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان نقد منصفانه و تخریب سیاسی. نقد منصفانه می‌پرسد: حقابه تالاب‌ها چه شد؟ بودجه احیا کجاست؟ کدام دستگاه ترک فعل کرده؟ چرا پروژه‌ها به نتیجه نرسیده‌اند؟ اما تخریب سیاسی، همه بحران‌های انباشته چند دهه را بر دوش یک مدیر می‌گذارد و اصل تخصص‌گرایی را هدف قرار می‌دهد. اینجاست که حمایت از مدیر متخصص، نه دفاع شخصی، بلکه دفاع از عقلانیت در حکمرانی است.
واقعیت این است که بحران محیط‌زیست ایران محصول یک دولت، یک سازمان، یک مدیر و یک دوره کوتاه نیست. خشکیدن تالاب‌ها، افت آب‌های زیرزمینی، فرونشست دشت‌ها، آلودگی هوا، فرسایش خاک و بحران آب، نتیجه سال‌ها تصمیم نادرست، توسعه نامتوازن، بی‌توجهی به آمایش سرزمین و ترجیح منافع کوتاه‌مدت بر پایداری بلندمدت است.

بنابراین اگر امروز مدیری تلاش می‌کند ادبیات حقابه، ظرفیت سرزمینی، توقف صنایع آب‌بر، اکوتوریسم، پایش آلودگی و توسعه پایدار را به متن تصمیم‌گیری بازگرداند، باید از او مطالبه کرد، اما نباید او را در برابر جریان‌های ضدتخصص تنها گذاشت.
در شرایطی که کشور با بحران‌های پیچیده اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی روبه‌روست، محیط‌زیست نباید به حاشیه رانده شود. محیط‌زیست موضوعی لوکس یا تزئینی نیست؛ مستقیماً با امنیت غذایی، سلامت مردم، مهاجرت، اشتغال، کشاورزی، صنعت، آب شرب و حتی امنیت ملی پیوند دارد. دریاچه ارومیه اگر احیا نشود، فقط یک پهنه آبی از بین نمی‌رود؛ معیشت مردم، کشاورزی منطقه، سلامت شهروندان، کیفیت خاک، الگوی سکونت و تعادل اجتماعی شمال‌غرب کشور آسیب می‌بیند. از این منظر، هر موضع کارشناسی که بر حقابه، کاهش مصرف آب، توقف توسعه غلط و پاسخ‌گویی دستگاه‌ها تأکید کند، باید حمایت شود.
حمایت از دکتر شینا انصاری در این مقطع، حمایت از یک شخص نیست؛ حمایت از یک رویکرد است: رویکردی که می‌گوید محیط‌زیست باید از حاشیه سیاست به متن تصمیم‌گیری ملی بازگردد. رویکردی که می‌گوید دریاچه ارومیه با شعار احیا نمی‌شود؛ با حقابه واقعی، بودجه مشخص، کاهش برداشت آب، اصلاح الگوی کشت، توقف صنایع آب‌بر و مشارکت جوامع محلی احیا می‌شود. رویکردی که می‌گوید توسعه بدون ملاحظه محیط‌زیست، نه توسعه، بلکه انتقال بحران به نسل آینده است.
البته انتظار از رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز جدی است. جامعه دانشگاهی، کارشناسان مستقل، فعالان محیط‌زیست و مردم مناطق درگیر بحران، انتظار دارند سازمان با شفافیت بیشتری وضعیت تالاب‌ها، دریاچه ارومیه، آلودگی هوا، حقابه‌ها، ترک فعل دستگاه‌ها و موانع اجرایی را گزارش کند. حمایت واقعی، حمایتی مطالبه‌گر است؛ یعنی هم از مدیر متخصص در برابر تخریب دفاع می‌کند و هم از او می‌خواهد با شجاعت بیشتری دستگاه‌های مسئول را به پاسخ‌گویی وادار کند. سازمان محیط‌زیست اگرچه ابزار اجرایی همه‌جانبه ندارد، اما می‌تواند صدای رسمی طبیعت، مردم و آینده سرزمین باشد.
بر همین اساس، در ارزیابی منصفانه عملکرد دکتر شینا انصاری باید گفت که او در یکی از سخت‌ترین دوره‌های محیط‌زیست کشور مسئولیت پذیرفته است؛ دوره‌ای که هم انتظارات عمومی بالاست، هم منابع مالی محدود است، هم تعارض میان توسعه و حفاظت شدت گرفته، و هم بحران‌های انباشته گذشته به مرحله هشدار رسیده‌اند. در چنین وضعیتی، حمایت از او باید مشروط به استمرار شفافیت، پیگیری حقابه‌ها، دفاع از محیط‌زیست در برابر پروژه‌های مخرب، و مطالبه جدی از دستگاه‌های بودجه‌ای و اجرایی باشد.
امروز کشور به مدیرانی نیاز دارد که در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی، واقعیت را پنهان نکنند. اگر دریاچه ارومیه هنوز تا احیای واقعی فاصله دارد، باید همین را صادقانه گفت. اگر صنایع آب‌بر نباید در حوضه‌های بحرانی توسعه یابند، باید شجاعانه ایستاد. اگر حقابه تالاب‌ها روی کاغذ تعیین شده اما در عمل تخصیص نمی‌یابد، باید دستگاه‌های مسئول را پاسخ‌گو کرد. اگر بودجه احیا کافی نیست، باید صریح اعلام شود. این همان نقطه‌ای است که مدیریت محیط‌زیست از مدیریت نمایشی جدا می‌شود.
در نهایت، حمایت از دکتر شینا انصاری حمایت از تخصص، تجربه، واقع‌بینی و حکمرانی مبتنی بر ظرفیت سرزمین است. تخریب مدیران متخصص، مشکلی از محیط‌زیست ایران حل نمی‌کند؛ اما تقویت آنان، همراه با مطالبه‌گری و نظارت عمومی، می‌تواند امیدی برای بازگشت عقلانیت به مدیریت منابع طبیعی کشور باشد. محیط‌زیست ایران امروز بیش از هر زمان به صدای علمی، شجاع و مستقل نیاز دارد؛ صدایی که نه اسیر خوش‌بینی کاذب شود، نه در برابر فشارها عقب‌نشینی کند، و نه اجازه دهد بحران‌های حیاتی کشور زیر غبار سیاست‌زدگی گم شوند.